·     هر آنچه كه آزارم داده است عفو مي كنم. در درون و برون، همه چيز و همه كس را عفو مي كنم. همه چيزهاي گذشته و حال و آينده را مي بخشم. هر چيز و هر كس را كه در گذشته و اكنونم نيازمند بخشايش است، مي بخشم. همه را به شيوه اي مثبت عفو مي كنم. من آزادم و ديگران نيز آزادند. اكنون همه چيز ميان من و ديگران پاك شده و تا ابد نيز پاك خواهد ماند.

·     خداي درونم اقتدار بخشاينده من است و همه را عفو مي كند. خداي درونم مرا از نفرت و انزجار مي رهاند و خودم و ديگران را آزاد مي كند.

·     در معنويت جايي براي رقابت وجود ندارد، پس ميان ما رقابتي نيست. عشق بخشاينده خدا هرگونه احساس ناخوشايند را از ميان ما نابود مي كند تا هر دو از اين لحظه تا ابد توانگر باشيم.

·     خدايا چه كسي را بايد ببخشم؟ كدام تجربه يا اوضاع و شرايط را بايد عفو كنم؟

·     خداي درونت مرا مي بخشد و آزاد مي كند. همه چيز ميان ما از اكنون تا ابد پاك و صاف شده است.

·     خداي درونم اكنون مرا از هرگونه وابستگي و دلبستگي به افراد و مكان ها و اشياء و موضوعات گذشته يا اكنون مي رهاند. خداي درونم اكنون قدرت رهايي بخش من است.

·     خداي درونت اكنون تو را از وابستگي و دلبستگي به افراد و مكان ها و اشياء و موضوعات گذشته يا اكنون مي رهاند. خداي درونت اكنون قدرت رهايي بخش توست.